محمدتقى نورى

155

اشرف التواريخ ( فارسي )

امتثالا لامره الوالا ، محمّد اسحاق خان نيز با جمعيّت خود روانهء ترشيز شده « 1 » ، با سردار متلاقى « 2 » و در تسخير قلعه‌جات « 3 » متعلقه و تضييق محاصرهء آن قلعه پرداخته « 4 » ، اوّل وهله ، قلعهء قوژد كه از جمله قلاع مستحكمهء « 5 » ترشيز و محل استظهار آن طايفه و مشحون از مردان كارى و دليران خون‌ريز « 6 » بود ، به نيروى بخت‌بلند و طالع ارجمند شهزادهء فيروزمند « 7 » ، مفتوح و مسخّر « 8 » و از حصول اين خبر مرگ اثر « 9 » مصطفى قلى خان قالب را از روح تهى ساخته « 10 » ، در سلطانيه كه حاكم‌نشين آن محل « 11 » و به حسب استحكام « 12 » و جمعيّت و اسباب قلعه‌دارى از جميع قلاع خراسان « 13 » امتياز دارد ، محصور گرديد و « 14 » افواج قاهره فوجى در قلعهء بالا و فوجى در خليل‌آباد و هردو سردار « 15 » در سلطانيه بنا را به محاصره گذاشته ، در تضييق احوال محصورين و قلع و قمع معاندين نكته [ اى ] را مهمل نگذاشته به تقصيرى از خود راضى نمىشدند و همه‌روزه وقايع را به دربار و الا عرض كرده ، مأمور به اضمحلال و استيصال « 16 » آن گروه ضلال مىگرديدند ، تا اينكه جميع قلعه‌جات آن محال را بعضى به استمالت و بعضى به تنگى محاصره و اكثرى را به ضرب توپ قلعه‌كوب و يورش مسخّر و سركشان آنجا را مقهور و منكوب نمودند « 17 » و محمّد خان بيگلربيگى هزاره‌جات و امير قليچ خان اويماق بيگى تيمورى كه در ركاب و الا مانده بودند ، چون شاهزادهء « 18 » فيروز كه از سلاطين‌زاده‌هاى « 19 » افغان است و در هرات به معاونت التفات اعلىحضرت شاهنشاهى لواى تسلط افراشته « 20 »

--> ( 1 ) . ملك : « شده » ندارد . ( 2 ) . مج : ملاقات . ( 3 ) . مج : قلعه‌جات . ( 4 ) . مج : در تسخير و تضييق محاصره قلعه‌جات آن صفحات پرداخته . ( 5 ) . مج : نامى . ( 6 ) . مج : كارزارى . ( 7 ) . مج : سعادتمند . ( 8 ) . مج : « و مسخر » ندارد . ( 9 ) . مج : خبر جانگزا . ( 10 ) . مج : كرده . ( 11 ) . مج : حاكم‌نشين ترشيز . ( 12 ) . مج : استحكامى . ( 13 ) . مج : بلاد خراسان . ( 14 ) . مج : گرديده . ( 15 ) . مج : و سردارين . ( 16 ) . مج : « و استيصال » ندارد . ( 17 ) . مج : نموده‌اند . ( 18 ) . مج : نموده‌اند . ( 19 ) . مج : سلاطين‌زادهاى . ( 20 ) . مج : لواى والىگرى برافراشته .